زين الدين محمود واصفى

194

بدايع الوقايع ( فارسى )

نسخه‌اى خواهد مگر از خط ياقوت بهار * كز دوات غنچه بىشنگرف « 1 » زنگار آورد گر مغنى تار چنگ از رشتهء جانم كند * چنگ‌سان عشاق را در نالهء زار آورد هرزمان گردد پشيمان چشمت از مردم‌كشى * غمزهء شوخ تو بازش بر سر كار آورد چون صنوبر بار نخل قامتت دلهاست ليك * از براى دردمندان بار دل بار آورد واصفى را ماند هجرت در دهان « * » مهر سكوت * لعل دلجويت مگر او را به گفتار آورد غزل از بس‌كه فتاده به سر كوى تو سرها « 2 » * در كوى توام بند شده راهگذرها يك در به رخ ار بست فلك شكر كه اكنون * بر روى دل از تيغ توام واشده درها هرچند تغافل كند آن شوخ ننالم * پنهان به من دلشده دارد چو نظرها من بىخبر از خويشم و تو بىخبر از من * هرچند ز من پيش تو آرند خبرها اى دل خطرى نيست در اين راه نترسى * در وادى عشقش گذراندى چو خطرها

--> ( 1 ) - T : با شنجرف ، P : با شنگرف ( 2 ) - T : دلها ( * ) س 9 : كذا شايد : بر دهان